باسلام ایا اسما کنیز حضرت زهرا سلام الله علیها همان اسما همسر ابوبکر می باشد؟ اگر اری ایا در زمان حیات حضرت زهرا سلام الله علیها همسر ابوبکر بوده؟

اسماء دختر عمیس از زنان بزرگ صدر اسلام بود که نام او پس از وفات پیامبر(ص) و در جریان شهادت حضرت زهرا(س) بسیار به چشم می خورد .
در واقع اسماء همدم و همنشین حضرت زهرا(س) بود نه کنیز ایشان (بلکه حضرت زهرا کنیزی به نام فضّه داشتند) و وی همواره در دوران حساس زندگی حضرت زهرا(س) مانند ازدواج، زایمان و حتی بیماری و شهادت، ملازم ایشان بود. نزدیکی اسماء به خانواده پیامبر(ص) تا بدانجا رسید که حضرت فاطمه(س)، او را مادر خطاب می کرد.
او در ابتدا همسر جعفر بن ابی طالب و با شهادت او در زمانی که حضرت زهرا(س) در قید حیات بودند، (وحتی در زمان شهادت حضرت زهرا) همسر ابوبکر هم بوده است. لکن به عنوان کنیز حضرت زهرا(س) معرفی نشده است بلکه به عنوان همدم و همصحبت حضرت زهرا بود که حضرت فاطمه (س) او را مادر هم خطاب می کرد.
توضیح بیشتر:
کتب تاریخی پدر و اجداد اسماء را این گونه معرفی کرده اند: بنت عمیس بن معد (یا نعمان) بن تیم بن حارث بن کعب بن مالک بن قحافه بن عامر بن ربیعه بن عامر بن معاویه بن زید بن مالک بن نسر بن وهب الله بن شهران بن عفرس بن خلف بن أفتل یا أقبل خثعم.نام مادر اسماء را «خوله» یا «هند» دختر عوف بن زهیر الحارث بن حماطه بن جرشی گفته اند. نسب اسماء از طرف پدر و مادر به قبایل یمنی می رسد، ولی برخی خثعم را از قبایل ملحق به عدنانیان دانسته اند. اگر این قول صحیح باشد می توان او را جزئی از خاندان بنی هاشم دانست.أسماء هشت یا نه خواهر از طرف مادر و شش خواهر از طرف پدر و مادر داشت که چهارتن از آنان در تاریخ شهرت دارند و رسول خدا(ص) درباره آنها می فرماید: أسماء بنت عمیس، سلمی، ام الفضل و میمونه، چهار خواهر مومنی (الأخوات المومنات) هستند که به سبب ایمان شان دوست داشته می شوند.میمونه دختر حارث بن کعب که افتخار همسری رسول خدا(ص) را داشت، در شمار خواهران مادری وی بود.أسماء بنت عمیس، همسر جعفربن ابی طالب؛ سلمی بنت عمیس، همسر حمزه بن عبدالمطلب؛ لبابه ام الفضل، همسر عباس بن عبدالمطلب؛ و میمونه ام المومنین، همسر نبی اکرم(ص) بود. از این رو، رسول خدا(ص) فرمود: هند مادر أسماء گرامی ترین زنان، از جهت دامادها است.در برخی منابع آمده است که أسماء، نخست با حمزه بن عبدالمطلب ازدواج کرد که حاصل آن دختری به نام «امه الله» یا «أمامه » بود و پس از او با شدادبن الهاد وصلت نمود که ثمره آن، دو پسر به نام های «عبدالله» و «عبدالرحمن» بود؛ در حالی که همان منابع، با تردید در ازدواج های مذکور، این طور آورده اند: حمزه و شداد با خواهر أسماء، سلمی بنت عمیس، ازدواج کرده اند نه با أسماء بنت عمیس. از این رو به نظر می رسد أسماء نخستین بار به همسری جعفربن ابی طالب درآمد.أسماء بنت عمیس پس از شهادت جعفربن ابی طالب با ابوبکر وصلت کرد. گزارش شده است که ابوبکر در سال هشتم، در زمان وقوع غزوه حنین، أسماء را به ازدواج خود درآورد. خانه ابوبکر در بیرون مدینه در سنح، محل سکونت زن اولش، حبیبه بنت خارجه، بود. او خانه ای نیز در مدینه داشت که أسماء در آن ساکن شد و ابوبکر چون به خلافت رسید در مدینه منزل گزید.حاصل ازدواج ابوبکر و أسماء، فرزندی به نام محمد بود. او در سال دهم هجری در حجه الوداع متولد و در خانه حضرت علی(ع) بزرگ شد و به منزله فرزندی برای او بود؛ همان گونه که محمد نیز او را به مثابه پدر خود می شناخت و برای هیچ کس فضیلتی چون او قائل نبود. برای همین، علی(ع) می فرمود: محمد پسر من از صلب ابوبکر است. محمدبن ابی بکر در جنگ های حضرت علی(ع) بر ضد مخالفانش، او را همراهی کرد؛ به ویژه در جنگ جمل که امیرمومنان(ع) را بر خواهرش، عایشه، ترجیح داد و در سپاه او جنگید. او در زمان خلافت امیرالمومنین(ع) به حکومت مصر انتخاب شد و در مصر به دست دشمنانش به شهادت رسید.
اسماء پس از شهادت جعفربن ابی طالب با ابوبکر ازدواج کرد. ابوبکر در سال هشتم، در زمان وقوع غزوه حنین، اسماء را به ازدواج خود درآورد. خانه ابوبکر در بیرون مدینه در سنح، محل سکونت زن اولش، «حبیبه بنت خارجه» بود. او خانه ای نیز در مدینه داشت که اسماء بنت عمیس در آن ساکن شد و ابوبکر چون به خلافت رسید در مدینه منزل گزید.
آنچه در این برهه از تاریخ اسماء اهمیت دارد ارتباط او با خانواده حضرت علی(ع) است. اسماء بنت عمیس از یک سو همسر ابوبکر بود و از سوی دیگر، از ناحیه همسر سابقش، جعفربن ابی طالب، با علی(ع) خویشاوند بود و نیز علاقه فراوانی به خانواده او داشت. از این رو، وی در بحرانی ترین اوضاع سیاسی پس از پیامبر، رابطه خود را با خانواده حضرت علی(ع) حفظ کرد. گزارش هایی که در منابع تاریخی از ارتباط او با حضرت فاطمه(س) نقل شده، گواه این امر است. با در نظر گرفتن این موارد، رفت و آمد اسماء بنت عمیس به خانه حضرت علی(ع) و وصیت فاطمه زهرا(س) به او، میزان اعتبار او در نزد خانواده علی(ع) و اعتماد بسیار ایشان به او را نمایان می سازد. پس از رحلت رسول خدا(ص)، اسماء زندگی پر ماجرایی را آغاز کرد. او با اینکه همسر ابوبکر بود، اما به شدت به خانواده حضرت رسول(ص) و به خصوص دختر ایشان عشق می ورزید. او حتی در ماجرای فدک به نفع فاطمه(س) شهادت داد، که مورد قبول دستگاه حاکم قرار نگرفت.
در دوره بیماری حضرت زهرا(س)، اسماءبنت عمیس، رازدار او بود و نیازهای او را برآورده می کرد. هنگامی که کسالت ایشان شدت یافت رو به اسماء کرد و گفت: من خوش ندارم آنچه هنگام وفات زنان می کنند، در حالی که او پوششی جز تکه پارچه ای ندارد، بر تختی نهند و مردم در این حال او را نظاره کنند. اسماء گفت: اگر بخواهی چیزی که در حبشه دیدم، برای تو بسازم، پس اسماء کسی را فرستاد که چند شاخه خرما آورد و آنها را بر روی سریر نهاد و پارچه ای بر روی آن انداخت و تابوتی درست کرد. فاطمه(س) چون آن را دید، تبسمی کرد؛ در حالی که پس از وفات پدرش کسی خنده بر لبان او ندیده بود و به روایتی گفت: وسیله خوبی است که با آن مرد و زن از هم شناخته می شوند. نقل شده که این نخستین تابوتی بود که در اسلام درست شد.
همچنین از اسماءبنت عمیس روایت کرده اند که فاطمه دختر پیامبر(ص) به من وصیت کرد و گفت: تو و علی مرا غسل دهید و به کسی اجازه نده بر من وارد شود. از این رو هنگامی که حضرت فاطمه(س) به شهادت رسید، عایشه خواست بر او وارد شود. اسماء اجازه ورود به او نداد. عایشه شکایت به ابوبکر برد و گفت: این خثعمیه مانع ما و دختر رسول خدا(ص) شده و برای او چیزی مثل هودج عروس ساخته است. ابوبکر در خانه آمد و گفت: این چه کاری است که می کنی، زنان پیامبر(ص) را مانع از ورود آنان بر دخترش می شوی و برای او چیزی مثل هودج عروس می سازی. اسماء گفت: خود فاطمه(س) مرا چنین گفته است. ابوبکر نیز گفت: همان کن که او گفته است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*