باسلام ببخشید،سوالی ذهن منو مشغول کرده. من در کتاب های مختلفی به صورت متواتر خواندم که پیامبر ساعتی قبل از رحلتشان به خواست خداوند و جبرییل از تمام مردم خواست از اتاق خارج بشوند و حضرت فاطمه هم بین درب و پرده ایستادند.انوقت،پیامبر در حضور ملایکه از جمله جبرییل از حضرت علی پیمان گرفتند تا در تمامی مصایب بعد از خودش صبر پیشه کند.و حالا اینجا: پیامبر تمامی حوادثی که برای حضرت علی اتفاق می افتد،از جمل غصب شدن حقشان را به ایشان گفتند.البته در جای دیگری نوشته بود حتی به حضرت فاطمه هم گفتند که حقشان غصب شده،و چه اتفاقاتی برایشان میافتد. البته علاوه بر این ها چند بار دیگر قبل از این هم پیامبر اشاره به این کردند که حق امام علی غصب میشود.مثلا وقتی امام بیمار بودند و پیامبر و ابوبکر و عمر باهم به عیادت ان حضرت رفتند.سپس عمر به پیامب گفت تو از ما در باره او عهد و پیمان گرفتی،اما چنین میبینیم که از ابن بیماری جان سالم به در نمیبردو….و پیامبر گفتند به خدا قسم او نمیمیرد تا وقتیکه از طرف شما به او ظلم بسیار میشود اما او را صبور واستوار میابید.پس یه جوری خبر دادند.یابارها گفتند که حقت غصب میشود.یا در مورد حضرت فاطمه گفتند که بعد از رحلت من جنینش سقط میشود و حقش غصب میشود و او کمک میخواهد ولی کسی کمکش نمیکند. پس تا اینجا اینطور دریافت میش که هردو میدونسستند چه افاقاتی برایشان رخ میدهد. حالا من توی کتاب درسی تاریخ اسلام دیدم حدیثی از امام علی ذکر شده که فرمودند به خدا قسم هرگز فکر نمبکردم که قریش حکومت رو از خاندان پیامبر بگرند.!!!!حالا عین عبارت یادم نیست ولی توهمین مایه ها بود! الان چجکوری اینطور فکر نمیکردن وقتی پیابر بهشون همه چیزو گفته بود؟! حالا،حضرت فاطمه همونطور که گفته شد خبر داشتن که دقیقا چه اتفاقی براشون رخ میده و قول دادن که صبر کنند. شما یه جا در پاسخ به اینکه چرا امام علی نرفتن در رو باز کنن گفتید چون حضرت فاطمه نزدیک تر به در و درحیاط بودن،رفتن کنار در. خب،باشه.ولی با این حال،بازم چون میدونستن چه اتفاقی براشون میافته،بهتر نبود که از امام علی بخوان که برن پشت در؟!! من متوجه نمیشم. ایشون میتونستن با این کار از اون صدماتی که بهشون وارد میشه جلوگیری کنن😟 حتما میخواین بگین این دونستن دلیل میشه که از کاری که باید اتفاق بیافته و قضای الهیه جلوگیری کرد.اخهدیدم تو جواب به شبهه ها زیاد اینو میگید😔 ولی نمیدونم چرا برا من انگار این دلیل یه جوریه… با این حال لطفا بگید دلیل این رفتارا چیه؟!! چرا امام علی با ابنکه همه چیو میدونستن گفتن من نمیدونستم؟!ایا هیچیک از این روایات نامعتبره که باهم جور در نمیان؟! البته من سندشون و روایات کامل رو ذکر نکردم.ولی مطمینا شما در موردشو اطلاعات کافی دارین. با تشکر از مرکز فوق العاده شما که به ما جوانان پاسخگو هستید

باید به چند نکته توجه کرد :
1 – در خصوص این نوع مسائل ما باید دنبال دو علت باشیم یکی علت ظاهری و دیگری علت معرفتی، دلایل ظاهری مانند آنچه در عرف جامعه و باصطلاح امروزی کوچه بازار مردم عادی می گویند و دنبال می کنند بدون توجه به دلایل معرفتی و اخبار غیب، که ائمه(ع) در برخورد با آدم های اطراف خود بر اساس زبان و فهم آنها صحبت می کنند، مانند آنچه شما از سخنرانی امام علی (ع) نقل کردید که فرمودند به خدا قسم هرگز فکر نمی کردم که قریش حکومت رو از خاندان پیامبر بگیرند!! اما در مواجهه با افراد خاص و ویژه مانند معصومین یا شاگردان خاص دلایل معرفتی و علم غیب مطرح می شود، که در اینجا عوام مردم داخل نیستند صحبت از نهایت بندگی و رضایت به اراده الهی است چون می دانند رضایت خدا بر کدام تصمیم آنها تعلق گرفته لذا همان را انتخاب می کنند .
2- حضرات معصومین به خصوص حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از حوادث آینده با خبر بودند . مصحف فاطمه در باره حوادث آینده است . علم پیامبر و امامان معصوم در حد علم خدا نیست ولی خداوند بخشی از این علم را به آنان داده است . اگر روایتی بگوید آنان به حوادث آینده علم نداشتند این روایت را نمی پذیریم.
3- حکم علم غیبی که خداوند به معصومان داده مانند حکم علم غیب خداوند است . خداوند می داند فلان کس قاتل است ولی هیچ کس نمی داند ، همه دنبال قاتل می گردند و پیدا نمی کنند . خداوند این قاتل را معرفی نمی کند و حتی در این دنیا کیفر هم نمی دهد . پیامبر و معصومان دیگر اگر با چشم خود ببینند که فلان کس کسی را کشت این مورد را آشکار می کنند ولی اگر با چشم سر قاتل را در حین قتل نبینند او را معرفی نمی کنند و کیفر نمی دهند گرچه به علم غیب قاتل را بشناسند.
مثال دیگر : حضرت علی علیه السلام کنار دیوار نشسته و عده ای دنبال قاتل می گردند . به حضرت علی علیه السلام می رسند و می گویند : یا علی! نمی دانید قاتل کیست؟ ! امام می گوید : نمی دانم گرچه به علم غیب می داند.
بنابراین علم غیب معصومان تاثیری در زندگی متعارف آنان و مردم ندارد .
پس حضرت علی و فاطمه زهرا سلام الله علیهما نمی توانند در این زندگی بر اساس علم غیب رفتار کنند بلکه باید به طور متعارف زندگی کنند . فاطمه زهرا سلام الله علیها می داند در فلان تاریخ فلان حادثه برای او پیش خواهد آمد و از آن جلوگیری نمی کند، چون می دانند خداوند به این قضا و قدر در باره آنها رضایت دارد
امام حسین(ع) می داند نهایت حرکت او به سمت کربلا کشته شدن او و یاران با وفایش و اسارت اهل بیت اوست اما چون می داند رضایت الهی در این مسیر و سرنوشت است آن را می پذیرد و به آن سمت حرکت می کند .
4- روایاتی که با آیات قرآن و یا با اصول اعتقادی یقینی تضاد دارند کنار گذاشته می شوند مثلا پیامبر و معصومان دیگر به اذن الهی علم غیب دارند و اگر حدیثی متضاد با این اعتقاد شد پذیرفته نیست .
5- در باره فاطمه زهرا سلام الله علیها بهتر است به کتاب رنجهای زهرا س ترجمه ماساه الزهرا مراجعه کنید تا علت اصلی پشت درب آمدن فاطمه زهرا س روشن شود . ماساه الزهرا نوشته سید جعفر مرتضی عاملی لبنانی است و آقای سپهری به فارسی ترجمه کرده است .

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*