با سلام شما گفتید که بعد از شکست پادشاه ساسانی دو دخترش را با احترام به مدینه بردند و با رضایت اسلام اوردند و یکی از انها همسر امام حسین شد. خوب فکر نمی کنید انها چاره ای جز این نداشتند که به مدینه بروند و چاره ای جز ازدواج نداشتند. خوب اگر نمی رفتند مدینه باز هم مورد احترام بودند ؟ آیا این همان بردگی نیست ؟ وقتی دین اسلام را نمی شناختند چطور افتخار کردن به اسلام اوردنشان و ازدواج با اشخاصی مثل امام حسین ؟

نقل تاریخ است وبیان‌های نویسندگان متفاوت قضاوت با شما
در خصوص زمان و چگونگی ورود شهربانو به کشور اسلامی نیز روایات مختلفی وجود دارد که عبارتند از:
الف) به اسارت افتادن وی در دوره خلافت عمر بن خطاب.
ب) فرستادن وی و خواهرش به نزد عثمان از سوی والی خراسان.
ج) فرستادن دختران یزدگرد به حضور امام علی علیه السلام توسط کارگزار حضرت.
با توجه به این تعارض، به نقد و بررسی هر یک از گزارش های تاریخی می پردازیم.
روایت اول
وقتى دختر یزدجرد را پیش عمر آوردند دختران مدینه از بامها به تماشاى او آمدند و مسجد از پرتو جمالش نورانى شد. وارد مسجد که شد و چشم او به عمر افتاد صورت خود را پوشانیده گفت روزگار هرمز سیاه باد.
عمر خشمگین شده گفت مرا دشنام میدهد خواست باو حمله کند امیر المؤمنین مانع او شده فرمود ترا نمی‌رسد که چنین کنى او را اجازه بده یکى از مسلمانان را براى خود انتخاب نماید سپس قیمتش را در سهم آن مرد حساب کن عمر باو اجازه انتخاب داد، پیش آمد و دست بر سر حسین ابن على علیه السلام نهاد، امیر المؤمنین فرمود نام تو چیست؟ عرضکرد جهانشاه، فرمود نه شهربانو سپس نگاهى بحسین نموده فرمود فرزندى از این زن براى تو متولد مى ‌شود که بهترین فرد روى زمین است.[1]علامه مجلسى به این خبر دو اشکال وارد کرده اول اینکه اسارت اولاد یزدجرد پس از کشته شده و بیچارگى او بوده و این جریان در زمان عثمان بود. گرچه ممکن است پس از فتح قادسیه یا نهاوند بعضى از فرزندانش اسیر شده باشند که این هم بعید است.
و دوم اینکه شکى نیست که تولد حضرت على بن الحسین در زمان خلافت امیر المؤمنین علیه السلام بوده و جز او فرزندى نزائید، اگر ازدواج در زمان عمر باشد و تا بیست سال فرزندى نیاورد بسیار بعید است
البته علامه مجلسی این احتمال را مطرح کرده که ممکن است در این روایت بجاى عثمان عمر را اشتباه آورده باشد.[2] روایت دوم
در کتاب عیون اخبار الرضا آمده است که سهل بن قاسم نوشجانی می گوید:
امام رضا علیه السلام به من فرمود: بین ما و شما نسب و رابطه خویشاوندی وجود دارد. پرسیدم: چگونه؟! فرمود:
«هنگامی که عبدالله بن عامر بن کریز خراسان را فتح کرد، دو نفر از دختران یزدجرد بن شهریار را به دست آورد; آنها را به مدینه و نزد عثمان فرستاد. خلیفه، یکی را به حسن علیه السلام و دیگری را به حسین علیه السلام بخشید و هر دو، در حال نفاس از دنیا رفته اند. و آن دختری که به حسین علیه السلام بخشید، مادر علی بن الحسین علیه السلام بود.» [3]آقای عبدالرزاق مقرم، در ارزیابی این روایت، می گوید:
«روایت فوق تقریبا صحیح به نظر می آید، زیرا فتح خراسان در سال 30 هجری – ششمین سال خلافت عثمان – واقع شد و در همین سال نیز یزدگرد در مرو کشته شد. بر این اساس، بعید نیست که شهربانو به مدت شش سال باردار نشده باشد.» [4]اما آقای دکتر شهیدی این روایت را نیز مردود شمرده است. [5] روایت سوم
شیخ مفید، فتال نیشابوری و فضل بن حسن طبرسی این گونه روایت کرده اند:
وقتی امیرمؤمنان علیه السلام به خلافت و حکومت رسید، حریث بن جابر حنفی را به عنوان کارگزار خود به مشرق زمین اعزام کرد . وی پس از مدتی، دو نفر از دختران یزدگرد را به دست آورد؛ لذا آنان را نزد امیرمؤمنان علیه السلام فرستاد. آن حضرت، شهربانو (شاه زنان) را به حسین علیه السلام بخشید – که زین العابدین علیه السلام از او متولد شد – و دیگری را به محمد بن ابی بکر بخشید – که از وی قاسم به دنیا آمد – لذا این دو مولود، پسرخاله یکدیگر هستند. [6]آقای مقرم می گوید:
بر هیچ اندیشمندی پوشیده نیست که روایت شیخ مفید، فتال و طبرسی … به حقیقت نزدیک تر است، زیرا امام سجاد علیه السلام بدون اختلاف، در زمان خلافت جدش امیرمؤمنان علیه السلام متولد شد و سه سال با آن حضرت بود.» [7]دکتر شهیدی در این خصوص می گوید:
«با این دو روایت، مشکل زمان – که در روایت کافی دیده می شد – برطرف شده و استبعاد فاصله ازدواج و تولد امام علیه السلام نیز از میان رفته است. اما این روایت نیز درست به نظر نمی رسد; چه نام حریث بن جابر در شمار کارگزاران علی علیه السلام دیده نمی شود .»
وی سپس اسامی کارگزاران حکومت علوی در خراسان و عدم اسارت دختران یزدگرد را، به تفصیل بیان کرده است [8]ولیکن نویسنده سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین علیه السلام[9] می گوید:
«… این احتمال به ذهن می رسد که حریث بن جابر همراه با خلید بن قره یربوعی به خراسان رفته است و به این خاطر، عده ای از راویان تاریخ، وی را و عده ای دیگر، خلید را به عنوان والی خراسان ذکر کرده اند.» همان طور که بیان شد، مطابق با نقلی شهربانو از میان تمام مسلمانان، امام حسین علیه السلام را به عنوان شوهر برگزید . برخی علت این «انتخاب » را چنین نقل کرده اند:
پیش از آنکه این بانو به دست مسلمانان بیفتد، یک شب، پیامبر صلی الله علیه و آله و امام حسین علیه السلام را در عالم خواب می بیند که آن حضرت وی را برای نوه اش خواستگاری می کند; لذا محبت حسین علیه السلام در دلش ایجاد می شود. و در شب دوم، حضرت فاطمه علیها السلام را مشاهده می کند که به وی بشارت می دهد: به زودی مسلمانان پیروز می شوند و او به وصال فرزندش حسین علیه السلام، که پیامبر صلی الله علیه و آله او را به ازدواج وی درآورده، خواهد رسید و غیر او هیچ یک از مسلمانان به وی دست نخواهند یافت.
حضرت فاطمه علیها السلام دین اسلام را به شهربانو عرضه می کند و او نیز در عالم رؤیا مسلمان می شود. [10] (شبیه آنچه برای نرجس خاتون مادر امام زمان عج در امپراتوری روم اتفاق افتاد این داستان در فیلم انیمیشنی به نام شاهزاده‌ای از روم بیان شده است )
شهربانو نیز در این باره می گوید:
«… خداوند مرا حفظ کرد تا اینکه مرا به مدینه آوردند. وقتی امام حسین علیه السلام را دیدم، دانستم که همان است که در خواب دیدم و پیامبر مرا به او تزویج کرد; لذا وی را به همسری برگزیدم .» [11]در روایتی آمده است که امام علی علیه السلام به پسرش امام حسین علیه السلام در مورد شهربانو فرمود:
«یا اباعبدالله! احتفظ بها فانها ستلد لک خیر اهل الارض و هی ام الاوصیاء الذریة الطیبة; ای اباعبدالله! از او محافظت کن; زیرا به زودی بهترین اهل زمین را برایت متولد خواهد ساخت. و او، مادر امامان از ذریه طیبه است .» [12]
به نقل از پایگاه دانشنامه اسلامی
پی‌نوشت:
1. زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر علیهما السلام ( ترجمه جلد 46 بحار الأنوار)، ص8
2. زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر علیهما السلام ( ترجمه جلد 46 بحار الأنوار)، ص9
3 . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص 24 .
4. همان، ص 29 .
5. ر . ک: زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص 19و20 .
6. زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص 24 .
7. همان، ص 29 .
8. ر . ک: زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص 20 – 22.
9. سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع)، علی اکبر ذاکری، ج 1، ص 428، دفتر تبلیغات اسلامی، دوم، 1373ش .
10. زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص 30 و 31 .
11. ریاحین الشریعه، ج 3، ص 14 .
12. زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص 28 . و در متن عربی کتاب، ص 14 و 15.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*