سلام ببخشید اخه کجا نوشته شده حرم حضرت زینب تو قاهره هست؟؟!!

مهم‌ترین دلایل موافقان مصر، در کتاب کوچک و رساله مانند «اخبار الزینبیات» عُبیدلى[14] آمده است. در این رساله شش روایت نقل شده که هر یک گویاى سفر هجرت‌گونه حضرت زینب (س) به مصر و رحلت و دفن آن بانوى بزرگوار در محله «قناطر السباع»[15] شهر قاهره است. از این روایات چنین به دست مى‌آید:
زینب کبرى دختر امام على (ع) و فاطمه زهر (س) ، پس از حادثه کربلا و بازگشت از سفر کوفه و شام، مردم مدینه را به قیام علیه حکومت استبدادى بنى‌امیه دعوت مى‌کرد. «عمرو بن سعید اشدق»[16] حاکم وقت مدینه به یزید نامه نوشت و فعالیت‌هاى انقلابى حضرت زینب (س) را به اطلاعش رساند. یزید در پاسخ فرماندارش دستور داد: «یبعد زینب عن المدینه، بل امر أن یفرّق آل البیت فى الأقطار والامصار»[17] . پس به زینب (س) دستور دادند که از مدینه خارج شود و به هر کجا که مى‌خواهد سفر کند. بانوى حماسه عاشورایى، در آغاز نپذیرفت و فرمود: «قد علم الله ما صار إلینا قتل خیرنا، و سقنا کما تساق الأنعام و حملنا على الأقتاب، فوالله لا أخرج و إن أهرقت دماؤنا»[18] بنى‌هاشم به‌ویژه زنان آنان جلسه مشورتى تشکیل دادند تا در این باره تصمیم بگیرند. در این جلسه زینب دختر عقیل[19] خطاب به حضرت زینب (س) عرض کرد: «یا ابنۀ عمّاه قد صدقنا الله وعده و أورثنا الأرض نتبوّأ منها حیث نشاء. . . و سجزى الله الظالمین أتریدین بعد هذا هواناً، إرحلى إلى بلد آمن» [20] در پى سخن دختر عقیل، حضرت تصمیم گرفت تا مدینه را ترک کند. او مصر را براى هجرت دوباره برگزید و با برادرزادگانش حضرت فاطمه و سکینه (دختران امام حسین (ع)[21] در ماه رجب سال ۶١ هجرى به سوى مصر رهسپار شد[22] و در اول شعبان سال ۶١ هجرى وارد مصر شد.[23] والى مصر که «مسلمۀ بن مخلد انصارى »[24] بود، با جمعى از یارانش از جمله: عبدالله بن الحارث، أبوعمیرۀ المزنى و. . . به استقبال کاروان تازه وارد علویان شتافتند. هنگام ملاقات، اشک‌ها سرازیر شد و ناخودآگاه مجلس عزا برپا گردید:
فعزاها مسلمۀ، و بکى فبکت و بکى الحاضرون، ثم احتملها الى داره، بالحمراء، فأقامت بها أحد عشر شهراً و خمسۀ عشر یوماً، و توفیت و شهدت جنازتها، و صلى علیها مسلمۀ بن مخلد فى جمع بالجامع، و رجعوا بها فدفنوها بالحمراء. . .[25] بنا بر این روایت، حضرت زینب (س) در خانه والى مصر ساکن شد. پس از ١١ ماه و ١۵ روز[26] (از شعبان سال 61 تا رجب سال 62 هجرى) در روز یک‌شنبه 15 رجب سال 62 هجرى حضرت، دعوت حق را لبیک گفت و بنا بر وصتش، در خانه مسلمه (محل زندگى‌اش) دفن شد.[27] در «اخبار الزینبیات» با سند مرفوع از رقیه بنت عقبۀ بن نافع الفهرى نقل شده که گفت:
هنگامى که زینب دختر على (ع) پس از مصیبت کربلا به مصر آمد، من در میان استقبال کنندگان بودم. مسلمه بن مخلد و عبدالله بن حارث و ابوعمیرۀ مزنى پیش رفتند. مسلمه تعزیت گفت و آن دو و حاضران گریستند. سپس زینب (س) این آیه را تلاوت فرمود: هذا ما وعد الرّحمن و صدق المرسلون ) . آن‌گاه مسلمه حضرت را به خانه‌اش در محله «الحمراء» برد. زینب کبرى (س) به مدت یازده ماه و پانزده روز در آن‌جا ماند تا این‌که وفات یافت. من در تشییع جنازه حاضر بودم. مسلمه در مسجد جامع بر او نماز خواند و جنازه را به حمراء بازگرداندند و طبق وصیتش در استراحتگاه او در همان خانه دفن کردند.[28] علاوه بر روایات «اخبار الزینبیات» ، مهم‌ترین دلیل دیگر، حکایات صوفیان و زاهدان است که زینبیه قاهره را از آن حضرت زینب (س) مى‌دانند.[29] مهم‌ترین این حکایات مربوط به «شیخ حسن عدوى خمراوى شعرانى» است. در این مورد از شعرانى نقل شده که گفت:
خبر داد مرا سید من «على خوّاص»[30] که سیده زینب مدفون در قناطر السباع دختر امام على (ع) است و شک نیست که در همین محل مدفون است.[31]دلایل مدافعان دیدگاه مصر
مهم‌ترین براهین و دلایل مدافعان دیدگاه مصر از این قرار است:
١. شهرت تاریخى: علما و مورخان مصرى که طرفدار این دیدگاه هستند، ظاهراً یا از عرفایند یا شافعى مذهب، که هردو گروه على‌رغم تلاش‌هاى بنى‌امیه نسبت به اهل بیت (ع) عشق مى‌ورزند. البته حضور محمد بن ابى بکر و مالک اشتر که فرستاده امام على (ع) به آن سرزمین بودند را نباید در این فرایند بى‌تأثیر دانست. باتوجه به این مطلب، مى‌توان ادعا کرد که دفن حضرت زینب (س) در «قناطر السباع» قاهره نزد
عموم مصرى‌ها مشهور است.
[32]برخى از مورخانى که این دیدگاه را تأیید کرده اند، عبارتند از: عبیدلى، ابن‌طولون، ابن‌عساکر، شعرانى، شبلنجى، قاضى شبراوى شافعى، شیخ حسن عدوى خمراوى و شیخ جعفر نقدى.[33] شبلنجى آورده است: «. . . قبر سیده زینب دختر على (ع) در «قناطر السباع» مصر است که هیچ شک و تردیدى در آن وجود ندارد»[34]و نیز شیخ جعفر نقدیدر کتابش[35] آورده که سیاح اندلسى، یعنى ابوعبدالله محمد الکوهینى الفاسى وارد قاهره شد و در چهاردهم محرم سال ٣۶٩ هجرى وارد حرم حضرت زینب (س) شد و از نزدیک زیارتگاه و گنبد حرم مطهر را مشاهده کرد و پیرامون آن در کتابش گزارش داد.[36]به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه
پی‌نوشت:
[14] ابوالحسین یحیى النّسابۀ بن الحسن بن جعفر الحجّۀ بن عبیدالله الأعرج بن الحسین الاصغر بن الامام السجاد (ع) از بزرگان علوى بود که در محرم ٢١۴ جرى در محله «العتیق» شهر مدینه به دنیا آمد) . پدرش ابومحمد الحسن بود که در سال ٢٢١ هجرى در مدینه و در ٢٢ سالگى درگذشت) . جدش جعفر الحجّۀ، فرزند عبیدالله الاعرج، یکى از امامان زیدیه بود) . عبیدالله الاعرج فرزند ابى‌محمد الحسین الاصغر (جد سادات مرعشى و برادر امام باقر (ع) در سال ١۵٧ هجرى در مدینه از دنیا رفت و در بقیع دفن شد) . عبیدلى یکى از علماى شیعه در مدینه منوره و یکى از سادات شریف و گران‌قدر قرن سوم به شمار مى‌رود) . برخى از راویان بزرگ شیعه از او روایت نقل کرده‌اند؛ از جمله: نجاشى (متوفاى ۴۵٠) ، حافظ احمد بن محمد بن سعید بن عقده همدانى (متوفاى ٣٣٣) ، شیخ مفید، شیخ صدوق در کتاب «من لایحضره الفقیه» ، شیخ طوسى، ابن شهر آشوب، علامه حلى در کتاب «تذکرۀ الفقها» و. .) .) . از عبیدلى چندین اثر باقى مانده که یکى از آنها «اخبار الزینبیات» است) . وى سرانجام در ذى‌القعده ٢٧٧ در مکه مکرمه درگذشت و در همان شهر دفن شد) . (ر. ک: اخبار الزینبیات، به کوشش: محمدجواد حسینى مرعشى نجفى، ص ١۴ – ١٨؛ زینب الکبرى من المهدى الى اللحد، ص ۴١٠) .
[15] این محل به نام‌هاى «الحمراء» ، «الحمراء القصوى» و «قناطرالسباع» ثبت شده است) . اولین کسى که محله قناطر السباع را در شهر قاهره به وجود آورد، ملک الظاهر رکن‌الدین بَیبَرس (یا میبرس) (۶٧۶ ۶٢۵) بود) . او از پادشاهان ترک‌نژاد و غلامان ایوبى بود که در عصر حکومت ممالیک در مصر به سلطنت رسید) . وى در محل قناطر السباع، چندین صورت سباع را بر روى سنگ حک کرد؛ از این رو، آن محل قناطر السباع نام گرفت. (ناسخ التواریخ، ص ۵٧٠؛ شیخ مهدى نجفى اصفهانى (مسجدشاهى) ، اُساور مِن ذَهَب در احوال حضرت زینب (س) ص ۶۴) . ولى شیخ موسى محمد على مى‌نویسد: «الحمراء القصوى» که محل دفن حضرت زینب است، پس از هفت سال از دفن آن حضرت، یعنى در سال ۶٩ و در زمان عبدالعزیز بن مروان به «قناطر السباع» شهرت یافت. (عقیلۀ الطهر والکرم السیدۀ زینب، ص ١۵١) .
[16] عمرو بن سعید بن العاص بن امیه، والى مدینه که به «اشدق» شهرت داشت. چون در خطابه توانا بود و زبان بلیغ داشت، بدین نام مشهور بود. وى سرانجام در سال ۶٩ هجرى توسط عبدالملک بن مروان به قتل رسید.
[17] عبدالمنعم الهاشمى، السیدۀ زینب بنت على عقیلۀ بنى‌هاشم، ص ١١٩.
[18] زینب الکبرى بطلۀ الحرّیۀ، ص ٢١۴.
[19] زینب بنت عقیل بن ابى‌طالب، خواهر حضرت مسلم و مادرش ام‌ولد (کنیز) بود) . وى از زنان ممتاز و بافضیلت اهل‌بیت (ع) بود. موسى محمد على به نقل از عبیدلى مقام و وجاهت او را چنین ستوده است: «أسن بنات عقیل بن ابى‌طالب، و أوفرهن عقلاً و أعظمهنّ قدراً.» ، عقیلۀ الطهر والکرم السیدۀ زینب، ص ۵٠.
[20] یحیى بن حسن عبیدلى، اخبارالزینبیات، با مقدممه محمدجواد حسینى مرعشى نجفى، ص ١١٧؛ السیدۀ زینب بنت على عقیلۀ بنى‌هاشم، ص ١٢٠؛
[21] اخبار الزینبیات، ص ١١٩؛ السیدۀ زینب رائدۀ الجهاد فى الاسلامى، ص ٣٢٨ و ٣٢٩.
[22] عقیلۀ الطهر والکرم السیدۀ زینب، ص ١٣٨.
[23] همان، ص ١۴١؛ السیدۀ زینب بنت على عقیلۀ بنى‌هاشم، ص ١٢.
[24] وى جزو صحابه بود که معاویۀ بن ابى‌سفیان، پس از عزل عقبۀ بن عامر الجهنى، در سال ۴٧ هجرى وى را به ولایت مصر گمارد. او مسجدى که عمرو بن عاص بنا نهاده بود را تکمیل و براى اولین بار، بر آن مسجد مناره ساخت. به همین دلیل گفته‌اند: «اول من أحدث المنار بالمساجد، هو مسلمۀ بن مخلد» . وى ١۵ سال و چهار ماه در مصر امارت کرد و سرانجام در ٢۵ رجب سال ۶٢ هجرى (یعنى ١١ روز بعد از وفات حضرت زینب (س)) از دنیا رفت. بنا بر این نقل، حضرت زینب به او مژده مرگ داده بود که: «یا مسلمۀ. . . انک بعدنا» . او در قاهره از دنیا رفت و در همان شهر دفن شد. (عقیلۀ الطهر والکرم السیدۀ زینب، ص ١۴٧ – ١۴٩) .
[25] عقیلۀ الطهر والکرم السیدۀ زینب، ص ١٣٩.
[26] بنا بر نقلى، آن حضرت ۶ ماه و چند روز در مصر اقامت کردند.
[27] اخبار الزینبیات، ص ١٢١.
[28] سیره و اندیشه زینب (س) (س) ، ص ٣٣٢.
[29] وى ابومحمد عبدالوهاب بن احمد بن على حنفى نام داشت. وى از بازماندگان و نوادگان محمد حنفیه بود که از عابدان و زاهدان صوفیه در عصر خود به شمار مى‌رفت. در سال ٨٩٨ هجرى در «قَلقَشنده» مصر زاده شد و در ساقیه ابى‌شعره رشد کرد و به همین مناسبت به «شعرانى» لقب یافت. اوکه به مذهب شافعى بود، در سال ٩٧٣ هجرى در قاهره درگذشت.
[30] سید على خوّاص البرلسى مصرى، از عرفا و استاد شیخ عبدالوهاب شعرانى است که از وقوف و سیطره معنوى و باطنى او بسیار گفته‌اند. وى در سال ٩٣٩ هجرى در قاهره درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد.
[31] اُساور مِن ذهب در احوال حضرت زینب (س) ، ص ۶٣ و ۶۴.
[32] السیدۀ زینب رائدۀ الجهاد فى الاسلامى، ص ٣٢٨.
[33] زینب الکبرى بطلۀ الحرّیۀ، ص ٢١۴.
[34] سید مؤمن شبلنجى، نور الابصار فى مناقب آل بیت مختار، ص ١٨٣.
[35] شیخ جعفر نقدى، زینب الکبرى (س) ، ص ١۴۵.
[36] حسین شاکرى، العقیلۀ زینب الفواطم، ص ٧٢.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*