سلام توضیحات قبلی عالی بود فقط پسر مختار وهمسر اول مختارو خانوادهاش چه شدند سپاس🌹

فرزندان مختار:
الف) الحکم یا ابو محمد الحکم بن المختار:
در رجال کشی از شخصی به نام ابو الحکم بن مختار ابن ابی عبیده ثقفی سخن رفته که با امام باقر(ع) دیدار داشته و مورد تکریم ایشان قرار گرفت.[1] در کتاب ذوب النضار نیز از این شخص که در سن پیری بود نام برده شده است.[2] در برخی منابع از این شخص به ابو محمد الحکم تعبیر شده که با امام باقر ملاقات داشت.[3] نویسنده معجم رجال الحدیث ذکر دو نام متفاوت توسط منابع رجالی برای چنین شخصی که با امام باقر(ع) ملاقات داشته را ناشی از اشتباه یا افتادگی در نسخه برخی از منابع رجالی می‌داند.[4] اما برخی نیز گفته‌­اند ممکن است سخن از دو شخص بوده، یکی با نام حکم با کنیه ابو محمد و دیگری ابو الحکم که نام او ذکر نشده است.[5] این شخص از اصحاب امام باقر و امام صادق(ع) برشمرده شده است.[6]ب) ابراهیم بن المختار بن ابی عبیده: از دیگر فرزندان مختار به نام ابراهیم بن المختار بن ابی عبیده برخورد می‌کنیم که در ضمن سلسله سندی مربوط به روایتی در طب الائمه آمده است.[7]ج)ابو امیة بن المختار بن ابی عبیده: از دیگر نام‌هایی که گویا نسبت او به مختار می‌رسد ابو امیة بن المختار است که بر اساس برخی گزارش‌­ها همسر ام سلمه دختر عبدالله بن عمر بود.[8] به هر حال در منابعی که از او یاد شده، تنها به کنیه او اشاره شده و نام دقیق او را نیاورده‌اند.
د) جبر بن المختار: وی نیز از جمله کسانی است که در برخی منابع از فرزندان مختار به شمار آمده است.[9]هـ)أمّ سلمة بنت المختار بن أبى عبید بن مسعود الثّقفى : وی همسر عبداللّه بن عبداللّه بن عمر بود که فرزندی به نام عمر بن عبداللّه بن عبداللّه را به دنیا آورد. او نیز به عنوان دختر مختار در برخی از منابع نام شده است.[10]نوه‌­های مختار:
الف) محمد بن ابی الحکم بن المختار: در برخی منابع از شخصی به نام محمد بن ابی الحکم بن المختار بن ابی عبیده سخن به میان آمده است و از اصحاب امام صادق(ع) شناخته شده است،[11] که بر اساس نسب او می‌توان گفت که یکی از نوه‌­های مختار بود. اما صاحب قاموس الرجال او را محمد بن ابی الحکم بن المختار بن ابی عبید می­داند.[12] با این وجود خللی در امکان انتساب این شخص به مختار وارد نمی‌سازد؛ چرا که در منابع کهن کنیه‌­ی پدر مختار ابوعبید،[13] و ابوعبیده[14] هر دو وارد شده است.
ب) المختار بن هلال بن المختار: برخی از منابع رجالی از شخصی به نام مختار بن هلال بن مختار یا مختار بن بلال بن مختار اشاره کرده‌­اند.[15] او جزو راویانی دانسته شد که صفار از او روایت نقل کرده است. با این وجود برخی مانند صاحب قاموس الرجال در وجود چنین شخصی تشکیک نموده‌­اند.[16] در صورت پذیرش گزارش فوق، می‌توان گفت که مختار فرزندی به نام هلال یا بلال نیز داشت که اطلاعات چندانی از او وجود ندارد.
همسران مختار:
مصعب بن زبیر پس از پیروزی بر مختار و تسلط بر کوفه، دو همسر مختار به نام های ام ثابت و عمره (دخترسمرة بن جندب و دختر نعمان بن بشیر) را احضار کرد و گفت از مختار تبرّى بجویند. آنان گفتند: چگونه از کسى تبرّى بجوییم که مى ‎گفت: پروردگار من خداست و روزها روزه مى ‎گرفت و شب ها بیدار بود و خونش را براى خدا و رسول خدا در راه کشندگان فرزند دختر پیامبر و خاندان وشیعیان وى داد. ام ثابت دختر سمره ناگزیر از مختار بیزارى جست و گفت:اگر با شمشیر از من کفر بخواهید، کافر مى ‎شوم. اما عمره دختر نعمان بن بشیر گفت: این شهادتى است که روزى من شده، آیا آن را ترک کنم؟ نه، چنین نمى ‎کنم. این مرگ است و سپس بهشت و ورود بر پیامبر و اهل بیت آن بزرگوار. بارالها، شاهد باش که من پیرو پیامبرت و فرزند دختر او و اهل بیت و شیعه اویم. [17] مصعب او را به زندان انداخت و به برادرش «عبدالله» نامه نوشت که این زن بر این باور است که مختار پیغمبر است. آن گاه او را بین کوفه و حیره گردن زدند. [18] نتیجه:
در حقیقت پس از حرکت مختار گزارشی از ظهور و بروز جدی فرزندان وی در عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جز مواردی اندک که در ضمن منابع یاد شده فوق اشاره شد، دیده نمی­شود و از این رو شاید منابع مرتبط، زندگی‌نامه مستقلی برای این افراد ارائه نکرده و به دنبال آن، اطلاعات ما نسبت به فرزندان و نوادگان مختار هم‌چنان مختصر باشد.
پی نوشت ها:
[1]. کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص 126، مشهد، چاپ اول، دانشکده الهیات و معارف اسلامى مرکز تحقیقات و مطالعات دانشگاه مشهد، چاپ اول، 1348ش.
[2]. ابن نما، جعفر بن محمد، ذوب النضار فی شرح الثار، ص 62، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ اول، 1416ق.
[3]. قهپایی، عنایت الله، مجمع الرجال، محقق، علامه، ضیاء الدین ، ج 6، ص 77، قم، اسماعیلیان، چاپ دوم، 1364ش.
[4]. خویى، ابو القاسم ، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ج 7، ص 188، قم، مرکز نشر الثقافة الإسلامیة، چاپ پنجم، 1372ش.
[5]. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، محقق، مامقانى، محى الدین ، ج 23، ص 406، قم، مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث ، چاپ اول، 1423ق؛ امین، سید محسن، أعیان الشیعه، محقق، امین، حسن ، ج 6، ص 212، بیروت، دار التعارف، چاپ اول، 1403ق.
[6]. مجمع الرجال، ج 2، ص 221؛ معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ج 7، ص 187.
[7]. تنقیح المقال فی علم الرجال، ج 4، ص 378.
[8]. ابن بکار، زبیر، جمهرة نسب قریش و أخبارها، محقق: شاکر، محمود محمد، ج 2، ص 802، ریاض، دار الیمامة، چاپ دوم، 1419ق؛ ابن حزم، على بن احمد، جمهرة أنساب العرب، محقق، لجنة من العلماء، ص 268، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1418ق.
[9]. جمهرة أنساب العرب، ص 268.
[10]. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، محقق، عبد القادر عطا، محمد، ج 8، ص 345، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1410ق؛ زبیری، مصعب بن عبدالله، کتاب نسب قریش، محقق، پروونسال، لوى اواریست ، ص 356- 357، قاهره، دار المعارف، چاپ چهارم، 1999م؛ جمهرة نسب قریش و أخبارها، ج 2، ص 802؛ ابن عساکر، علی بن الحسن، تاریخ مدینة دمشق، محقق، شیرى، على ، ج 36، ص 300، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1415ق.
[11]. طوسى، محمد بن حسن ، رجال الطوسی، محقق، قیومى اصفهانى، جواد، ص 300، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، چاپ سوم، 1373ش؛ شبسترى، عبدالحسین ، الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق، ج 3، ص 58، قم، مؤسسة النشر الإسلامی ، چاپ اول، 1418ق.
[12]. شوشترى، محمد تقى ، قاموس الرجال، ج 9، ص 26، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، چاپ دوم، 1410ق.
[13]. بلاذرى، احمد بن یحیى ، فتوح البلدان، ص 247، بیروت، دار الهلال، چاپ اول، 1988م؛ دینورى، احمد بن داود، الأخبار الطوال، محقق، عامر، محمد عبدالمنعم ، ص 113، قم، الشریف الرضی، چاپ اول، 1373ش؛ ابن خیاط، خلیفه، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص 164، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1415ق.
[14]. اشعرى، سعد بن عبد الله ، المقالات و الفرق، ص 26، تهران، علمى و فرهنگى ، چاپ دوم، 1360ش؛ کاتب بغدادى، قدامه بن جعفر؛ الخراج و صناعة الکتابة، محقق، زبیدى، محمد حسین ، ص 357، بغداد، دار الرشید للنشر، چاپ اول، 1981م؛ ابن اعثم کوفى، محمد بن على ، الفتوح، محقق، شیرى، على ، ج 2، ص 301، بیروت، دار الاضواء، چاپ اول، 1411ق.
[15]. طوسى، محمد بن حسن ، الفهرست، تصحیح، تعلیق، بحر العلوم، محمد صادق ، ص 127، نجف اشرف، المکتبة المرتضویة و مطبعتها، چاپ اول، بی‌تا؛ مجمع الرجال، ج 6، ص 79؛ مجمع الرجال، ج 9، ص 13؛ معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ج 14، ص 266؛ معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ج 14، ص 265.
[16]. قاموس الرجال، ج 8، ص 374.
[17]. مروج الذهب، ج 3، ص 107
[18]. تاریخ الامم و الملوک، ج 4، ص 574
(به نقل از شیعه نیوز)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*