سلام خداقوت ، می خواستم بدونم که ایا استرس و اضطراب در دین ما بده ؟ شما چطور با روایات این مسیله رو اثبات می کنید ؟

پرسشگرگرامی؛ استرس واضطراب در اصل جزء ساختار شخصیت انسان است و اگر در حد اعتدال باشد موجب رشد و بالندگی انسان می شود. زیرا اضطراب موجب احساس مسؤولیت، انجام به موقع کارها، عمل به وعده، پیشگیری از خطرات احتمالی و انجام وظایف فردی و اجتماعی است اگر اضطراب در ساختار شخصیت نهادینه نشده باشد ما هیچ گاه برای درمان به پزشک مراجعه نمی کنیم، یک راننده شب تا صبح پشت فرمان بیدار نخواهد بود و ما کارهایمان را به موقع انجام نمی دهیم و خودمان را برای امتحان آماده نمی کنیم. اضطراب و پریشانی به منزله بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد در حدّی اعتدال آمیز وجود دارد و در این حدّ به عنوان پاسخی سازش یافته تلّقی می شود، به گونه ای که می توان گفت؛ اگر اضطراب نبود همه در پشت میزهایمان به خواب می رفتیم. نبود استرس ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه ای مواجه نماید، این اضطراب و پریشانی است که ما را به بسیاری از کارهای مهم وا می دارد. مثل، درمان بیماریها و دغدغه داشتن تربیت همسر و فرزندان و دوری از گناه و عبادت و … .
پس، اضطراب به منزلۀ بخشی از زندگی هر انسان، یکی از مؤلفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد. اضطراب در برخی مواقع، سازندگی و خلاقیت را در فرد ایجاد می کند. و امکان تجسم موقعیت ها و سلطه برآنها را فراهم می آورد و یا آن که وی را بر می انگیزد تا به طور جدّی با مسئولیت مهمّی مانند آماده شدن برای یک امتحان یا پذیرفتن یک وظیفه اجتماعی مواجه شود.
جالب است بدانید استرس همانند یک سیستم هشدار دهنده عمل می کند و اگر این سیستم اعلان خطر خاموش شود، ما متوجه بسیاری از بیماری ها و اختلالات در بدن نخواهیم شد. استرس یک پاسخ روانی به اتفاقات ناگهانی است، بدین شکل که بدن در لحظه ترس، مقدار زیادی از آدرنالین را در خون جاری میکند و این عمل باعث میشود قلب با شدت بیشتری خون را به سایر نقاط بدن پمپاژ کند و اکسیژن بیشتری به دستها و پاهای شما منتقل شود تا بتوانید واکنش مناسبی داشته باشید.
*اما گاهی اوقات عواملی باعث افزایش این اضطراب می شود به گونه ای که بر عملکرد انسان تأثیر منفی می گذارد و در واقع مزاحم انجام صحیح کار و تکالیف می گردد و حتی اضطراب و استرس ممکن است موجب خطر آفرینی برای انسان و دیگران شود این گونه استرس ها در واقع استرس مرضی است و نیاز به درمان دارد. اگر اضطراب از این حدّ فراتر رود و از حالت سازندگی خارج شده، جنبه مزمن و مداوم پیدا کند، باید آن را به منزلۀ منبع شکست و استیصال گسترده ای تلقّی کرد که فرد را از بخش عمده ای از امکاناتش محروم می کند، آزادی و انعطاف او کاهش می یابد و طیف گستردۀ اختلال های اضطرابی را اختلال های شناختی و بدنی تا ترس های غیر موجه و وحشت زدگی ها به وجود می آورد. از این رو توجه به روش ها و مهارت های مقابله با این گونه اضطراب ها و استرس ها ضرورت پیدا می کند؛ چرا که انسان، خواهان آرامش و آسایش در دنیاست و این همه فشار روانی را تحمل نمی کند.
اما سؤال اینجاست که چه عواملی موجب این استرس مرضی و خطرآفرین و آسیب زا می شود.پاسخ به این سؤال امری است دشوار زیرا عوامل گوناگونی می تواند موجب اضطراب و استرس افراد شود و هر کس با توجه به شخصیتی که دارد و شرایط زمانی و مکانی و شغلی و همچنین میزان آسیب پذیری و قوت و ضعف سیستم ایمنی او ممکن است تحت شرایطی دچار اضطراب و نگرانی شود در حالی که ممکن است همین شرایط برای فرد دیگری اضطراب زا نباشد. بنابراین نمی توان عوامل استرس را دقیقا مشخص کرد اما مقابله با استرس: درمان استرس یا هر بیماری روانی دیگر همان طور که خودتان نیز اطلاع دارید، نیاز به جلسات مشاوره حضوری با مشاور روان شناس دارد تا ابتدا مشکل شناسایی و سپس راه های مقابله با آن ارائه شود. برای مقابله با استرس ابتداء باید ریشه بروز استرس را از طریق جلسات روان درمانی جستجو کرد و سپس به درمان پرداخت که بیان آن در این نوشتار نمی گنجد. اکنون که تا اندازی با مفهوم استرس آشنا شدیم به بررسی سوال شما می پردازیم اما قبل از پاسخگویی به سوال شما ذکر این نکته ضروری است، متاسفانه علیرغم تمام تلاش های انجام شده در حوزه دین وروان شناسی، در زمینه روان شناسی به ویِژه اختلالات روان شناسی هنوز تحقیق کاملی انجام نشده است وما در ابتدای راه هستیم، بنابراین آنچه در این مجال کوتاه به آن اشاره می شود جنبه کلی دارد . از نظر دینی: راه مقابله با اضطراب ها و استرس ها، تقویت ایمان، اجتناب از گناه، شناخت تکلیف و انجام وظایف وظایف دینی، ذکر و یاد خدا، تلاوت آیات قرآن، خواندن ادعیه با توجه به معانی آنها، معاشرت با افراد مؤمن و متقی که از آرامش روانی نسبتا بالایی برخوردارند، شرکت در مجالس مذهبی از جمله راه های مقابله با اضطراب و استرس است.
*راهکارهای درمان اضطراب از دیدگاه دین:
الف)یادخدا:قرآن کریم با یک جمله کوتاه و پر مغز؛ مطمئن ترین و نزدیک ترین راه را نشان داده و می گوید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ بدانید که یاد خدا آرامش بخش دلهاست».(1) 1. گاهی اضطراب و نگرانی به خاطر آینده تاریک و مبهمی است که در برابر فکر انسان خودنمایی می کند، احتمال زوال نعمت ها، گرفتاری در چنگال دشمن، ضعف و بیماری و ناتوانی و درماندگی و احتیاج، همه این ها آدمی را رنج می دهد، اما ایمان به خداوند قادر متعال خداوند رحیم و مهربان، خدایی که همواره کفالت بندگان را بر عهده دارد، می تواند این گونه نگرانی ها را از میان ببرد و به او آرامش دهد که تو در برابر حوادث آینده درمانده نیستی، خدایی دارای توانا، قادر و مهربان.انسان هر لحظه به خداى متعال و عنایت او احتیاج دارد و اگر عنایت الهى لحظه اى از انسان قطع شود، نابود و هلاک مى گردد. دل انسان تنها با یاد و ذکر خدا مأنوس و آرام است و قلب انسانى با ذکر و نام او نورانى و باصفا مى شود.وقتى قرآن کریم سخن از نماز به میان مى آورد، مى فرماید: «نماز بخوانید تا یاد مرا زنده کنید» (طه: 114) و من در یاد شما، به وسیله نماز ظهور کنم و اگر یاد خدا به وسیله نماز ظهور کرد، قلب مطمئن و آرام مى شود.کسى که دلش با یاد خدا مطمئن و محکم است، آرامش روحى و روانى دارد و هیچ هراسى از غیر خدا ندارد و امیدوار و آرام است; چون متّکى به قدرت و عظمت الهى است و انوار الهى در درونش رسوخ کرده و یاد خدا عامل طمأنینه او شده است. در سوره «معارج» آیه 20 درباره اسرار نماز مى فرماید: «طبع انسان در برابر شداید جزع مى کند و اگر خیرى به او رسید، سعى مى کند انحصارطلب باشد و به دیگران ندهد و اگر رنج و شرّى به او برسد، جزع و بى تابى مى کند، صبر را از دست مى دهد; و اگر خیرى به او برسد، از دیگران منع مى کند، مگر نمازگزاران; این ها طبیعت را کوبیده اند و فطرت را احیا کرده اند و خاصیت نماز احیاى فطرت است.»از این رو، نماز و یاد خداست که احیاگر دل و درون است و باعث رفع نگرانى ها و اضطراب ها مى شود و باعث آرامش انسان مى گردد. یکى از دانشمندان اسلامى مى گوید: از طریق ذکر خدا، همه ترس ها و بیم ها از میان برمى خیزند و همه ناراحتى ها از آدمى سترده مى شوند. آن گاه که فرد به یاد خدا مى افتد، قلبش با طمأنینه، معمور و آباد گشته، مالامالِ از رضا مى شود; قلبى که قبلا آکنده از ترس و یأس بوده است. لطف و توجه پروردگار، قلب ذاکر را زیر سایه خود قرار مى دهد و انسان به این یقین و قاطعیت مى رسد که رهیدن از ناراحتى هاى درونى، سهل و هموار است و مى توان وسوسه ها را درهم کوبید و تخیّلات باطل را از خود دور ساخت. چنین فردِ ذاکرى با خداست و از هیچ امرى بیمناک نبوده، از هیچ چیزى نمى ترسد و به هیچ عارضه روانى دچار نمى گردد. این حالت به خاطر ثباتى که خداوند متعال در دل او ایجاد مى کند، به هم مى رسد. پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «مَثَل خانه اى که در آن از خدا یاد مى شود و خانه اى که در آن ذکرى از خدا به میان نمى آید، مانند مثل موجود زنده و مرده است.» یعنى دلى که مرکز یاد خداست، آباد و آرام است و دلى که از یاد خدا تهى است، ویران و تاریک است و اندوه و اضطراب آن را فرا گرفته. تنها یاد خدا و ذکر او دل هاى پریشان را دوا مى کند. حضرت على(علیه السلام) در نهج البلاغه خطبه 225 مى فرماید: «پروردگارا! تو از هر مونسى براى دوستانت مونس ترى و از همه آن ها براى کسانى که به تو اعتماد کنند، براى کارگزارى، آماده ترى. پروردگارا! آنان را در باطن دلشان مشاهده مى کنى و در اعماق ضمیرشان بر حال آنان آگاهى و میزان معرفت و بصیرتشان را مى دانى، رازهاى آنان نزد تو آشکار است و دل هاى آنان در فراق تو بى تاب. اگر تنهایى سبب وحشت آنان گردد، یاد تو مونس آن هاست، و اگر سختى ها بر آنان فرو ریزد، به تو پناه مى برند.»خلاصه آنکه یکى از عوامل آرامش روان و سلامتى روح نماز و یاد خداست و اگر نماز با توجه و معنویت ویژه انجام شود، آثار و برکات ویژه اى در آرامش روح و روان و در نتیجه، در زندگى فردى خواهد داشت.امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «چه مانعى دارد که چون یکى از شما غم و اندوهى از غم هاى دنیا بر او در آید، وضو بگیرد و به مسجد رود و دو رکعت نماز بخواند و براى رفع اندوه خود، خدا را بخواند؟ مگر نشنیده اید که خداوند مى فرماید: از صبر و نماز یارى بجویید.»
2.گاه گذشته تاریک زندگی، فکر انسان را به خود مشغول می دارد و او را نگران می کند. نگرانی که از گناهانی که انجام داده از کوتاهی ها و لغزش ها، اما توجه به اینکه خداوند، غفار، توبه پذیر و رحیم و غفور است به او آرامش می دهد و به او می گوید: عذر تقصیر به پیشگاه چنین خدایی ببر، از گشته عذرخواهی کن و در مقام جبران بر آ، که او بخشنده است و جبران کردن امکان پذیر.
3. ضعف و ناتوانی انسان در برابرعوامل طبیعی و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلی و خارجی او را نگران می سازد. اما هنگامی که به یاد خدا می افتد و متکی به قدرت و رحمت او می شود، قلبش آرام می گیرد، با خود می گوید: آری من تنها نیستم، من در سایه خدا، بی نهایت قدرت دارم. قهرمانی های مجاهدان راه خدا در جنگ ها، چه در گذشته و چه در حال و سلحشوری های اعجاب انگیز و خیره کننده آنان، حتی در آن جایی که تک و تنها بوده اند بیانگر آرامشی است که در سایه ایمان پیدا می شود.
4. گاهی ریشه نگرانی ها، احساس پوچی زندگی و بی هدفی بودن آن است ولی آن کس که به خدا ایمان دارد و در مسیر تکاملی زندگی را به عنوان یک هدف بزرگ پذیرفته است و تمام برنامه ها و حوادث زندگی را در همین خط می بیند، نه از زندگی احساس پوچی می کند و نه همچون افراد بی هدف و مردد سرگردان و مضطرب است.
5. عامل دیگر نگرانی آن است که انسان گاهی برای رسیدن به یک هدف زحمت زیادی متحمل می شود اما کسی را نمی بیند که برای زحمات او ارزش قائل شود و قدردانی و تشکر کند. این ناسپاسی او را شدیداً رنج می دهد و در یک حالت اضطراب و نگرانی فرو می برد اما هنگامی که احساس کند کسی از تمام تلاش ها و کوشش هایش آگاه است و به همه آنها ارج می دهد و برای همه پاداش می دهد، دیگر چه جای نگرانی و ناآرامی است؟
6. سوءظن ها و توهمات و خیالات پوچ یکی دیگر از عوامل نگرانی است که بسیاری از مردم در زندگی خود از آن رنج می برند ولی چون می توان انکار کرد که توجه به خدا و لطف بی پایان او و دستور به حسن ظن و خوش گمانی که وظیفه هر فرد با ایمانی است این حالت رنج آور را از بین می برد و آرامش و اطمینان جای آنرا می گیرد.
7. دنیا پرستی و دلباختگی در برابر زرق و برق زندگی مادی یکی از بزرگترین عوامل اضطراب و نگرانی انسان است، تا آنجا که گاهی عدم دستیابی به رنگ خاصی از لباس یا کفش یا کلاه و یا یکی از هزاران وسایل زندگی، ساعت ها و یا روزها و هفته ها فکر دنیاپرستان را آرام و مشوش می سازد. اما ایمان به خدا و توجه به آزادگی مؤمن که همیشه با زهد و پارسایی سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگی مادی همراه است به همه این اضطراب ها پایان می دهد.
8. عامل مهم دیگر نگرانی ، ترس و اضطراب، ترس و وحشت از مرگ است که همیشه روح انسانها را آزار می داده است و از آنجا که امکان مرگ مخصوص سنین بالا نیست بلکه در سنین دیگر مخصوصاً هنگام بیماری ها ، جنگ و ناامنی وجود دارد، این نگرانی می تواند عمومی باشد. این اضطراب و نگرانی وقتی کاملاً بجاست که مرگ را به معنای فنا و نیستی و پایان همه چیز بدانیم و باید از چنین مرگی که نقطه پایان همه آرزوها و موفقیتها و خواست های انسان است، ترسید. اما هرگاه در سایه ایمان به خدا به مرگ را دریچه ای به زندگی وسیعتر و و الاتر بدانیم و گذشتن از گذرگاه مرگ را همچون عبور از دالان زندان و رسیدن به یک فضای آزاد بشمریم دیگر این نگرانی بی معنا است بلکه چنین مرگی هرگاه در مسیر انجام وظیفه باشد، دوست داشتنی و خواستی است. همه عواملی که برای ایجاد نگرانی و ترس و اضطراب بیان شد، در برابر ایمان به خدا، ذوب و بی رنگ می گردد و با یاد خدا می توان به آرامش حقیقی و بادوام رسید.
ب) ترک گناه: نکته اساسی این است که چون روح انسان یک حقیقت ماورایی و عرشی است ،اعمال و کارهایی که وی را از خدا ،جدا و نا آشنا می سازد ،موجب خستگی و احساس بی ریشگی آن می شود و در این هنگام ناهنجاریهای روانی از جمله : استرس و اضطراب در روح پدید می آید و شادی را از زندگی او می زداید .بدیهی است که دست کشیدن از اعمالی که موجب این پدیده در روح گشته و روی آوردن به افعال ایمانی و آن چه روح آدمی را به سوی خدا جلب و جذب می نماید حلّال مشکل خواهد بود و اطمینان وقوت قلب را به ارمغان خواهد آورد .ج. تخلیه هیجانی : یکی از جنبه های ارزنده و مهم نهادهای مذهبی، وابستگی روحانی شدیدی است که پیروان یک مذهب به پایه های اصول اعتقادی آن دارند; به طوری که خالصانه وآگاهانه به آن عشق ورزیده، دستورهای آن را تعبدا اجرا می کنند .فرد با ارتباط معنوی که از طریق انجام دستورات دینی بوجود می آورد،بسیاری از هیجانهای خود را تخلیه می کند. یکی از مصادیق این عشق واعتقاد خالصانه را می توان در زیارتگاه ها و قبور ائمه از جمله مشهد مقدس مشاهده کرد . دراین مکان مقدس، همه ساله زائران بسیاری اعم از پیر و جوان سر از پا نشناخته و نیازمند، معتقد، خالص، مملو از هیجانات و احساسات مذهبی گرد حرم مطهر تجمع می کنند و به جز دعاهایی که به صورت گروهی یا فردی خوانده می شود، اکثر زوار محکم به ضریح چسبیده، آن را می بوسند و در آغوش می کشند و امام را با تمام آرزوها و غم و غصه های خود مورد خطاب قرار می دهند وبه یاری می طلبند . اثرات روانی برقراری چنین ارتباطی با امام وآزاد شدن هیجاناتی که همراه دعا ونیایش ایجاد می شود، به وضوح درحالت روانی ورفتاری فرد مؤمن مشهود است . اثرات روانی چنین عمل مذهبی در افراد مختلف، متفاوت است . رهایی روانی بعد از این نوع ارتباط با امام موضوعی واقعی است واین تجربه اغلب با علاقه، وفاداری وخلوص نیت فرد ارتباط دارد بدیهی است که از نظر شیعه غیر از برداشت های فوق، نکات واهداف عمیق تری نیز در زیارت عتبات متبرکه نهفته است . د.لذت معنوییکی دیگر از آثار ایمان مذهبی، برخورداری بیش تر از یک سلسله لذت هاست که «لذت معنوی» نامیده می شود. انسان دوگونه لذت دارد: یک نوع لذت هایی است که به یکی از حواس انسان تعلّق دارد و در اثر برقراری ارتباط میان یک عضو با جهان خارج حاصل می شود؛ مانند لذتی که چشم از دیدن و گوش از راه شنیدن و دهان از راه چشیدن و لامسه از راه تماس می برد. نوع دیگر لذت هایی است که با عمق روح و جان آدمی مربوط است و به هیچ عضو خاصی مربوط نیست و تحت تأثیر برقراری رابطه با یک ماده بیرونی حاصل نمی شود؛ مانند لذتی که انسان از احسان و خدمت، یا از محبوبیت و احترام، و یا از موفقیت خود یا موفقیت فرزند خود می برد که نه به عضو خاصی تعلّق دارد و نه تحت تأثیر مستقیم یک عامل مادی خارجی است.لذات معنوی از لذات مادی، هم قوی ترند و هم پایدارتر. لذت عبادت و پرستش خدا برای کسانی که قدر آن را می دانند از این گونه لذات است. عابدان عارف، که عبادتشان همراه با حضور و خضوع و استغراق است، بالاترین لذت ها را از عبادت می برند. در زبان دین، از «طعم ایمان» و «حلاوت ایمان» یاد شده است. ایمان حلاوتی دارد فوق همه حلاوت ها، لذّت معنوی آن گاه مضاعف می شود که کارهایی از قبیل کسب علم، احسان، خدمت، موفقیت و پیروی از حس دینی ناشی گردد و برای خدا انجام شود و در قلمرو «عبادت» قرار گیرد. بالاترین و بهترین تأثیر لذت معنوی کاهش و رفع اضطراب ناشی از عوامل درونی و بیرونی است.ه .امیدواریفرد با ایمان با ابزار خوش بینی و در پرتو روشن دلی، به نتیجه مطلوب تلاش های خود امیدوار است. در منطق فرد با ایمان، جهان نسبت به تلاش های او بی طرف و بی تفاوت نیست، بلکه دستگاه آفرینش حامی افرادی است که در راه حق و حقیقت و درستی و عدالت و خیرخواهی تلاش می کنند: «ان تَنصُروا اللّهَ یَنصُرکُم» (محمد: 7)؛ اگر خدا را یاری کنید (در راه حق گام بردارید) خداوند شما را یاری می کند. اجر و پاداش نیکوکاران هرگز هدر نمی رود: «اِنَّ اللّهَ لا یُضیعُ اَجرَ المُحسنین» (توبه: 90)؛ فرد با ایمان به کمک خداوند امیدوار است و در بحران های زندگی و برای دست یابی به اهدافش دست یاری به سوی خدا دراز می کند و این امید به خدا مانع از ابتلا به اضطراب می شود.و. کاهش ناراحتی هابشر در زندگی، خواه ناخواه، همچنان که خوشی ها، شیرینی ها، به دست آوردن ها و کام یابی هایی دارد، رنج ها، مصایب، شکست ها، از دست دادن ها، تلخی ها و ناکامی هایی نیز دارد و روشن است که بشر موظّف است با طبیعت دست و پنجه نرم کند، تلخی ها را به شیرینی تبدیل نماید. اما برخی از حوادث جهان مثل پیری قابل پیش گیری و یا برطرف ساختن نیست. انسان، خواه ناخواه به سوی پیری گام برمی دارد، چراغ عمرش رو به خاموشی می گراید و ناتوانی، ضعف، پیری و سایر عوارض چهره زندگی را دگرگون و فرد را ناراحت می کنند. علاوه بر این، اندیشه مرگ و نیستی، چشم بستن از هستی، جدایی از کسانی که به آن ها دل بستگی داشته است، رفتن و جهان را به دیگران واگذاشتن، به نوعی دیگر انسان را رنج می دهد و سبب اضطراب می شود.ایمان مذهبی در انسان نیروی مقاومت می آفریند و تلخی ها را قابل تحمّل می گرداند. انسان با ایمان می داند هر چیزی در جهان حساب معیّنی دارد و اگر واکنش در برابر تلخی ها به نحو مطلوب باشد، به فرض این که خود این تلخی غیر قابل جبران باشد، به نحوی دیگر از طرف خداوند متعال جبران می شود. پیری به حکم این که پایان کار نیست و به علاوه، یک فرد با ایمان همواره فراغت خویش را با تلاش و کوشش و عبادت و انس با ذکر خدا پر می کند، مطبوع و دوست داشتنی می گردد، به طوری که لذت زندگی در دوره پیری برای مردم خداپرست از دوره جوانی بیش تر می گردد. قیافه مرگ در چشم فرد با ایمان با آنچه در چشم فرد بی ایمان می نماید، انتقال از دنیایی فانی و گذرا به دنیایی باقی و پایدار و از جهانی کوچک تر به جهانی بزرگ تر است. مرگ منتقل شدن از جهان عمل و کشت به جهان نتیجه و محصول است. از این رو، چنین فردی نگرانی ها و اضطراب خویش را از مرگ، با کوشش در کارهای نیک، که در زبان دین «عمل صالح» نامیده می شود، برطرف می سازد و از نزدیک شدن مرگ دچار اضطراب نمی شود.ی.هم نشینى با مؤمن هم نشینى با مؤمنان و انسان هاى صالح موجب آرامش انسان مى شود; چرا که انسان در همنشینى با آن ها به یاد خدا مى افتد و یاد خدا موجب آرامش دل است.امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «مؤمن به وسیله مؤمن آرامش مى یابد; همان گونه که تشنه با آب خنک و گوارا آرامش مى یابد.»از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سؤال شد که با چه کسانى مجالست و مصاحبت کنیم؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «کسى که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنانش بر علم و دانش شما بیفزاید و رفتارش آخرت را به یاد شما آورد.»کسى که انسان را به یاد خدا اندازد، علاوه بر اینکه خود موجب تسکین نفس انسان است، با تذکر یاد الهى نیز موجب آرامش دل مى گردد.عوامل بسیارى در روایات معصومان(علیهم السلام)براى ایجاد آرامش و رفع اضطراب بیان شده اند که بیان همه آن ها در وسع این نوشتار نیست. از این رو، به موارد عمده آن ها اکتفا شد. یکی از سیستم های هوشمند بدن، استرس و اضطراب است تا همانند آژیر آمبولانس به ما یادآور شود که هوشیار باشیم و بفکار و سبک زندگی خود را بهبود بخشیم. اما بسیاری از ما بوسیله انواع داروها این سیستم هوشمند را غیر فعال می کنیم تا مزاحم ما نشود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*