چرا امام موسی کاظم تعداد کثیری زن و بچه داشت اصلا مگر ایشان از چند سالگی ازدواج کرد چون مدتی از عمرشان را در زندان سپری کردند ایا واقعا ایشان ۳۶ _۳۷ تا بچه داشتند ؟ چرا ایشان این تعداد زن و کنیز و این تعداد بچه داشتند ایا دلیل خاصی داشت اگر میشود توضیح دهید

مرحوم”شیخ مفید” در کتاب (ارشاد) خود فرزندان آن امام همام را 37 تن می داند که 18 تن پسر و 19 تن دختر قید نموده است.
و همچنین در کتاب”کشف الغمه فی معرفه الائمه” نوشته شده که برای آن حضرت 38 فرزند بود، که 18 تن دختر و 20 تن پسر می باشد.
درباره کثرت زوجات امامان(ع) علل و اسبابی گفته اند که با مراجعه به کتابهای تحلیلی تاریخی می توان به آنها پی برد؛ ولی نسبت به مورد سؤال شما که در خصوص همسران امام کاظم علیه السلام است باید به چند نکته توجه نمود:
نکته اول: تعداد زوجات حضرت موسى بن جعفر (ع ) روشن نیست . بیشتر آنها از کنیزان بودند که اسیر شده و حضرت موسى کاظم (ع ) آنها را مى خریدند و آزاد کرده یا عقد مى بستند. نخستین زوجه آن حضرت (تکتم ) یا (حمیده ) یا (نجمه ) داراى تقوا و فضیلت بوده و زنى بسیار عفیفه و بزرگوار و مادر امام هشتم شیعیان حضرت رضا (ع ) است .
بعضی اعتقاد دارند که حضرت امام موسی کاظم(ع) با توجه به موقعیت عصر خویش زنی خاص به عقد دائم نگرفتند، و علت آن به این خاطر بوده که زنی عذاب نکشد چون که حضرت تحت نظر بودند و حضرت را ازاین شهر به آن شهر می بردند و زنانی که خود افتخار زناشویی امام را می خواستند خود را به امام(ع) عرضه می داشتند و امام هم به صورت عقد منقطع قبول می فرمودند که اسامی آنها هم ضبط نشده غیر از مادر حضرت امام رضا(ع) که درکتب روائی ما ثبت گردیده است.
اما نکته اساسی و مهمی در این زمینه باید در نظر داشت این است که خلقای اموی و عباسی یک هدف مشترک را دنبال می کردند و همه در پی ریشه کنی و از بین بردن سادات و نسل معصومین بودند؛ طبیعی است که در برابر این حرکت نامیمون، تلاش بر بقای این شجره طیبه امری مبارک و پسندیده است ؛ به عنوان نمونه از اقدامات منصور عباسی در قتل سادات یاد می کنیم:
الف.ابن طقطقی می نویسد: «او مشایخ آنها را از قبیل عبد الله محض بن حسن بن حسن بن علىّ بن ابى طالب (ع) که شیخ طالبیّین در عصر خود بود، و فرزندان و برادران و پسران برادران وى را که جملگى از سادات حسنى بودند گرفته نزدیک خود زندانى کرد، تا آنکه همگى در زندان جان سپردند»[۱]ب. هموم می نویسد: «شخص دیگر از سادات حسنى که محمّد بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علىّ بن ابى طالب (ع) نامیده مى شد رویى زیبا داشت چندانکه به سبب حُسن و جمالش وى را «دیباج الأصفر»- دیباى زرد- مى خواندند، منصور وى را احضار کرد و بدو گفت: دیباج الأصفر تویى؟ وى گفت: مردم چنین مى گویند، منصور گفت: تو را نوعى بکشم که تاکنون کسى را نکشته ام، سپس فرمان داد او را زنده واداشته ستونى روى او بنا نهادند تا آنکه در میان آن جان سپرد»[۲]طبعا در فضایی این چنین که مدام از فرزندان پیامبر(ص) کشته و نابود می شوند، تداوم نسل پیامبر (ص) و ائمه اطهار در گروه این است که با ازدواج های متعدد و فرزندان زیاد این توطئه را از بین برد و جلوی نابودی کامل خاندان رسول خدا را گرفت و به هیچ وجه نمی توان آن را ناشی از شهوت ودانست بلکه باید آنرا حرکتی تاکتیکی و سیاسی دانست .
توجه به آثار فراوان امام زادگان و از جمله فرزندان امام موسی کاظم (ع) مانند حضرت معصومه (س) در قم و شاه چراغ احمد بن موسی (ع) در شیراز و صدها فرزند بی واسطه یا با واسطه امام در ایران و دیگر کشورهای اسلامی و تاثیر زیاد حضور آنان در نشر فرهنگ تشیع در این مناطق ،خود بهترین گواه بر درستی این سیاست امام کاظم (ع) است. [۱] ابن طقطقی، الفخرى، ترجمه،ص۲۲۱
[۲] الفخرى،ترجمه،ص۲۲۲ ؛ براى آگهى بیشتر از ستم منصور دوانیقى نسبت به سادات علوى به ویژه سادات حسنى به بحث مفصل ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین، ص ۲۲۶- ۱۱۸ مراجعه فرمایید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*